برشی از کتاب: جاده این وقت سال خلوت است. فیات هاچ بک فرزاد پیچ و خم جاده را گرفته و جلو می رود. من بی هدف نگاه می چرخانم به اطراف. دیشب به چه فکر می کردم؟ درست نمیدانم مدتهاست که شروع شده و ذهنم درگیر است.
جوری که انگار یک هو از بیست و پنج سال قبل پرت شده ام به اکنون و میخواهم بدانم که این بیست و پنج سال زندگی ام را کجا گم کرده ام. همیشه هم مثل سراسر این سالها تکه پاره های آن را مثل تکه های پازلی کنار هم می چینم و خراب میکنم. و دوباره انگار سرنخی از گوشه ای سر بر می آورد و من از نو می چینمشان. همیشه توی ویرانی ها دنبال چیزی می گردم. چیزی که نمیدانم چیست.
دیشب باز فکرم مشغول گذشته بود که صدای زنگ تلفن مرا از جا گند. ناخنگیر را انداختم روی صندلی و دویدم به سمت تلفن. انگار تاریکی و سکوت پذیرایی به پریشانی ام دامن زده بود. وقتی گوشی را برداشتم و صدای مامان را شنیدم بی هوا ترسیدم. به ساعت نگاه کردم. کمی از یازده شب گذشته بود. بیشتر وقتها با این تلفن های بی موقع قلبم به تپش می افتد، طوری که صدای ضربان آن را به خوبی میشنوم. از کی این طور شده ام، نمیدانم…
نسخه_الکترونیکی# یا #نسخه_اسکن
اطلاعات، توضیحات و جزئیات دانلود pdf کتاب بیالوا در این صفحه ارائه شده است. پیش از خرید، محتوای محصول، فرمت فایل، شرایط استفاده و سایر اطلاعات درجشده را بررسی کنید.
تعداد مشاهده: 131 مشاهده
فرمت محصول دانلودی:.pdf
تعداد صفحات: 256
حجم محصول:11.5 MB کیلوبایت
کد کاربری 14926سایر فایل ها